
تا صحبت از رخ یار شد تا حرف از زلف نگار شد تو یخبندون زمستون نرگس خندید و بهار شد روزا من چشمم به راه و شبا هم چشمم به ماهه من اسمتو میگم مست میشم کی گفته مستی گناهه؟ ای شور قیام من، ای ماه تمام من اهلاً و سهلاً امام من، حجّت ابن الحسن یا حجّت ابن الحسن... **** سبحانالله به شروعش شکرالله از طلوعش جبریل از عرش خدا گفت: الله الله به رکوعش نمیشه این قصّه حاشا خدایی داره تماشا داره میرسه عطر یوسف ای عاشق غافل نباشا ای موسای بتشکن، تو کعبه قدم بزن بنیان ظلمو بههم بزن، حجّت ابن الحسن یا حجّت ابن الحسن...
محمد کارگربه به
محمد کارگر❤️