
(بیهمگان به سَر شود، بیتو به سَر نمیشود)۲ داغِ تو دارد این دلم، (جایِ دگر نمیشود)۲ نمیشود، نمیشود، نمیشود، نمیشود حسین واااای ... (ای ساربان آهسته ران)۳، آرامِ جانم میرود وآن دل كه با خود داشتم، با دلسِتانم میرود آن مهربانم میرود، آن همزبانم میرود (او میرود دامن كشان، من زهَرِ تنهاییچِشان)۲ دیگر مپرس از من نشان، (كز دل نشانم میرود)۲ حسین، واااای ... (در رفتنِ جان از بدن، گویند هر نوعی سخن)۲ (من خود به چشمِ خویشتن، دیدم كه جانم میرود)۲ حسین وااااای ... (ای از همه لبتشنهتر، آهستهتر آهستهتر)۲ (ای كرده تَركِ جان و سَر، آهستهتر آهستهتر)۲ حسین واااای ... (ای ساربان آهسته ران)۲، آرامِ جان گم كردهام آخر در این دریایِ خون، دُرِّ گران گم كردهام (شمعِ دلم بیسَر شده)۲ پروانه خاكستر شده (ای ساربان آهسته ران)۲ آید صدایِ مادرم مادر مادر مادر مادر ... بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ ... قَتَلوکَ، ذَبَحوکَ، وَ مِن شُربِ الماءِ مَنَعوکَ ای ساربان آهسته ران، آید صدایِ مادرم مادر مادر مادر مادر ... ای ساربان آهسته ران، آید صدایِ مادرم گویا میانِ قتلگه، پَرپَر زَنَد برادرم حسین، واااای ...