بیصدا بگم صورتم شکسته خوب نمیتونم بابا بگم از کجا بگم از شبی که نفسم نمیومد بالا بگم راستی گم شدم دنبال سرت بودم بازیچه مردم شدم بیهوا زدن من تو رو صدا زدم اونا زجرو صدا زدن از کنارم نرو تا ببوسم تو رو تو بخند لااقل کجای سرت برای بچه میشه بغل زخمه بال تو اومدیم تا مجلس نامحرما دنبال تو بابا حسین... این چه بساطیه انگاری اعضای تن تو صلواتیه شاهی ولی دفن تو با چندتا دهاتیه این چه بساطیه گل عمرم تَهِ گودال افتاده سر زخمی، تن بیحال افتاده صدام گرفته پدرم برگشته دعام گرفته دل عمه خیلی برام گرفته نفسم بین نالههام گرفته وای حسین...