می‌سازه رقیه بهترین صحنه رو

می‌سازه رقیه بهترین صحنه رو

[ حسین ستوده ]
می‌سازه رقیه بهترین صحنه رو 
وقتی با عمو بگو بخند می‌کنه 

ذوق می‌کنه باباش تا که وقتِ نماز
دستاشو برا قنوت بلند می‌کنه 

قربون نماز و نیت خلوص
بین دو نماز می‌کنه عمه غرق بوسش

با دعای خیرش میگه به حسین که 
ایشالله کنی دختر نازتو عروسش 

جان رقیه دلا رو زر می‌کنه
چشمارو تر می‌کنه
شبیه زهرا میشه چادرش رو سر می‌کنه 

فداش بشم باز کمه 
جاش وسط قلبمه
 
هر کی براش نمیره آخرش ضرر می‌کنه 

یا رقیه یا رقیه...

دستاش کوچیکه ولی واسه نوکرهاش
می‌تونه تا محشر گره‌ها واز کنه 

حاجتاتو از رقیه خانوم بگیر
کافیه یه کم پیش حسین ناز کنه 

چشماشو ببنده تا عرشو می‌بینه 
هر موقع که رو شونه‌ی عمو می‌شینه 
 
با دست کوچیکش رزق ما رو میده 
چون فرشته‌ی روزی ما روی زمینه

جان رقیه 
رزق جهان دستشه

نبض زمان دستشه  
خدا می‌دونه آبروی شیعیان دستشه 

راه نجات دلم 
رگ حیات دلم
 
به جون مادرم تو قلبم ضربان دستاشه 
یا رقیه یا رقیه...

نظرات