ماه و زمین بشه قربونت

ماه و زمین بشه قربونت

[ حسین ستوده ]
ماه و زمین بشه قربونت رقیه
مَسند‌نشین بشه، قربونت رقیه
وقتی که راه می‌ری، هِی می‌خنده می‌گه
اُمّ‌البنین بشه قربونت رقیه

همه قربون صدقه‌ات می‌رن، زن و مردِ این قبیله
از عمو تا علی‌اکبر، تا خودِ خودِ عقیله

شاعرها تمومشون، دوست دارن برات
هر ثانیه قافیله‌پردازی کنن
کلِ دخترای دنیا، تنها نه شام
آرزو دارن که باهات بازی کنن

هم مرد و زن بشه قربونت رقیه
دشت و دَمن بشه قربونت رقیه
تو انقدر عزیزی واسم که می‌گم
اولاد من بشن قربونت رقیه

تو روی دوشِ قمر بودی، روی دوش علی‌اکبر
شبیهِ حضرت مادر، می‌زدی نعره‌ی حیدر

اون سینه‌زنایی‌ که می‌میرن برات
سنگای صحنتو انگشتر می‌کنن
انقدر خوبی که اونا که می‌شناسنت
آرزوی داشتنِ دختر می‌کنن

نظرات