نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بیصدا بگم صورتم شکسته خوب نمیتونم بابا بگم از کجا بگم از شبی که نفسم نمیومد بالا بگم راستی گم شدم دنبال سرت بودم بازیچه مردم شدم بیهوا زدن من تو رو صدا زدم اونا زجرو صدا زدن از کنارم نرو تا ببوسم تو رو تو بخند لااقل کجای سرت برای بچه میشه بغل زخمه بال تو اومدیم تا مجلس نامحرما دنبال تو بابا حسین... این چه بساطیه انگاری اعضای تن تو صلواتیه شاهی ولی دفن تو با چندتا دهاتیه این چه بساطیه گل عمرم تَهِ گودال افتاده سر زخمی، تن بیحال افتاده صدام گرفته پدرم برگشته دعام گرفته دل عمه خیلی برام گرفته نفسم بین نالههام گرفته وای حسین...
هنوز نظری ثبت نشده