
بر سرِ عالمی خاک ماتم در عزای رسول معظم میرود ناله بالا میزند سینه مولا شد یتیم امشب اُمِّ ابیها جانِ عالم به قربان زهرا ساکن عرش از زمین رفت رَحْمَتُ لِلعالَمين رفت (وا مصیبت) 2 *** ای پیمبر کجایی که مردم سمتِ بیتِ تو بردند هیزم تا که رفتی چهها شد بیتو آتش به پا شد پای مردم به این خانه واشد پشتِ در دخترِ تو فدا شد تو نبودی تا ببینی نالۀ فضه خذینی (وا مصیبت) 2 *** رفتی و بعدِ تو یا محمد بر سرِ اهلِ بیتت چه آمد مردِ غربت حسن شد غربتش در وطن شد نور عینت حسین بیکفن شد بر زمین ماند و صد پاره تن شد آن لبی که بوسهها بُرد در نبودت خیزران خورد (وا حسینا) 2 ***