تصویر مهدی رسولی - با عروس‌هاش بین گذر نشسته

با عروس‌هاش بین گذر نشسته

[ مهدی رسولی ]
با عروس‌هاش بینِ گذر نشسته 
رو چادرش خاک چقَدر نشسته 
چند ماهِ که بچه‌هاشو ندیده 
چند ماهِ اینجا بی‌خبر نشسته 

خبر دادن بهش بشیر اومده
اومده اما سر به زیر اومده 
منتظرِ یه کاروون امیر بود 
ولی کاروون اسیر بود 

همه امیدش دیگه ناامید شد 
خبر دادن که عباسش شهید شد
نمی‌دونم که از بشیر چی شنید 
روزگارش سیاه، موهاش سفید شد

تلخی راه رو واسشون عسل کرد 
مشکل بی‌ مادریشون رو حل کرد 
اُمُّ‌البنین اومد توی قافله 
دخترای فاطمه رو بغل کرد 

روزای خوب تموم شد و شب رسید 
کاسه‌ی صبر همه بر لب رسید 
چیزی نمونده بود بمیره زینب 
اُمُّ‌البنین به دادِ زینب رسید

نوحه می‌خونه واسه دردونه‌هاش 
مرهم داغ زینیه شونه‌هاش 
عمه‌ی سادات می‌زنه روسرش 
اُمِّ‌البنین می‌زنه رو گونه‌هاش

(گریه نکن رباب عروس مادرم 
گریه نکن رباب منم یه مادرم)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد