نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ای از عرش حق معلاتر از شمس و قمر دلآراتر دست حیدرو ببر بالا (بالا بالا بالا بالاتر)۲)۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... علما موقع تدریس علی میگویند زحل و زهره و بِرجیس علی میگویند صالح و یوشع و جرجیس علی میگویند تا نخ و سوزن ادریس علی میگویند (دائم از هر طرف عرش خبر میشنوم)۲ (ها علیٌ بشرٌ کیف بشر میشنوم) ۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... زخم شمشیر غمت بر سر عالم خورده وای بر آنکه دلش را به علی نسپرده متواری شده از وحشت و در دم مرده هر که از تیغ دو دم جان به سلامت برده هر که از شیوهی جنگاوریات شد آگاه (گفت:«لا حول ولا قوة الا بالله»)۲ (ای از عرش حق معلاتر از شمس و قمر دلآراتر)۲ دست حیدرو ببر بالا (بالا بالا بالا بالاتر)۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... شمّهای هست ز اوصاف تو حیدر بودن2 لافنایی شدن وساقی کوثر بودن فاتح یه تنهی قلعهی خیبر بودن با پیمبر همهی عمر برادر بودن نفست عطر نفسهای محمد دارد (بردن نام تو شیرینی بیحد دارد)۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... اولین مرحلهی عشق پریشان شدن است اجر همراهی تو بوذر و سلمان شدن است صاحب دائمی ملک سلیمان شدن است زاهد شهر که در فکر مسلمان شدن است در شب قدر به آوای جلی میگوید: (بعلیٍ بعلیٍ بعلی میگوید)۲ (ای از عرش حق معلاتر از شمس و قمر دلآراتر)۲ دست حیدرو ببر بالا (بالا بالا بالا بالاتر)۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... (ماهی تو که بر بام شکوه آمده است)۲ آیینه زدستت به ستوه آمده است خورشید اگر گرم تماشای تو نیست دلگیر مشو ز پشت کوه آمده است بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... (نیست بودیم ولی در حرمت هست شدیم)۲ متفرّق شده بودیم که یکدست شدیم عاشق هرکه به یاران تو پیوست شدیم تا ز پیمانهی اَکمَلتُ لَکُم،(مست شدیم) ۳ عطر اَتمَمتُ عَلیکُم همه جا را پر کرد نان بدگوی بد اندیش تو را آجر کرد بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... **** ساقی برسان باده به کف میخواهم عاشق شدهام شور و شعف میخواهم من مشتعلِ عشق علیام چه کنم؟ (من مستم، انگور نجف میخواهم)۲ بَخِن بَخِن لکَ یا مولا... ****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد