
اگه با زانو رسیدم، پام دیگه توون نداره همینه حال بابایی که دیگه جوون نداره ای عصای پیری من، واسه چی تورو شکوندن چرا با دستهی نیزه چشمای نازتو بستن علی، علی، علی، علی، علی ***** الهی هیچ کسی اینجور داغ بچشو نبینه بابایی نیاد کنار بدن گلش بشینه جلو چشم باغبونش گلو از ریشه کشیدن جلوی چشمای یعقوب گرگا یوسفو دریدن حالا من موندم و جسمی که برام خیلی عزیزه همه ترس من از اینه که تنش بهم بریزه با یه حسرتی کنار گل پرپرم میشینم با یه زحمتی تنش رو، روی یک عبا میچینم علی، علی، علی، علی، علی