امیدوارم من، به دستای تو پناه زینب، پناه آوردم به چشمای تو برام کاری کن، بریدم عباس تموم دردام تموم غمهام همش پای تو امام عباس دنیا بد تا کرده باهام عباس قلبم زخمه از آشنام عباس آغوشت آخ آغوش میخواهم عباس امام عباس از دنیا ترسیده چشام عباس غم دارم میلرزه صدام عباس کاش میشد که پیشت بیام عباس **** هرچه او بیشتر نَفَس میزد بیشتر میزدند زینب را نیزههاشان مانده بود در ته گودال با سپر میزدند زینب را **** در این شلوغی گودال تنگ قول بده کمی مراقب پهلوی مادرت باشی **** بی حیا بود که بر سینهی پاک تو نشست زد و دندان تو را با ته شمشیر شکست