نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب دهید مژده صدف را به گوهرش آن گوهری که رنگ الهی است زیورش امشب فلک گشوده به ماه مدینه چشم ریزد به خاک مقدم آن ماه، اخترش امشب به خنده شمس ولایت گشوده لب در کف بود ستارهی خورشید پرورش امشب خدا به خلق، جواد الائمه داد ۲ آنکس که گشته جُود و کرم سائل درش۲ امشب علی سوم و چارم امامت ماست ریحانهای ز دامن ریحانه در برش نور نهم امام نهم حجت نهم وجه خدا که گشته رضا مات مَنظرش آیینهی رضا که سلام و درود خلق بر آفتاب حُسن و جمال منورش تا نام حق بود، صلوات و سلام حق بر حضرت جواد و به ریحانه مادرش این است آن امام جوادی که دست جُود باشد به دست پر کرم جُود پرورش این است آن جواد امامان که آمدند شرمنده اهل جُود ز جُود مکررش گردون اگر نه دور سرش باد، سرنگون خورشید اگر نه خاک درش، خاک بر سرش بحر سه گوهر است و یم هشت دُرّ ناب آن هشت بحر و این سه گهر مدح گسترش در کودکی معلم پیران پارسا صد پور اکثم اند ز شاگرد کمترش یحیی چو طفل کوچک مکتب ندیدهای مأمون بسان عبد ذلیلی برابرش زیبد که کعبه با حجر و مروه و صفا گردد هماره دور رواق مطهرش۲ نام محمد است مبارک بر او که هست حُسن و جمال و خُلق و خصال پیمبرش نامش محمد است، بود پای تا به سر ُزهد علی و عصمت زهرای اطهرش روشن شد از ولادت او دیدهی رضا کوری چشم خصم که می خواند ابترش بگشوده چشم و راند به لب تا شهادتین چون جان خود گرفت رضا سخت در برش از جوّ و ابر و ماهی و یم تا گشود لب تعظیم کرد زادهی هارون به محضرش نُه ساله نَه، امام بشر بود پیش از آن کآدم دمد روان خدایی به پیکرش آدم نهاده بوسه به درهای آستان حورا گرفته آبرو از خاک مقبرش دارد به دست خویش کلید بهشت را آنکس که روز حشر جواد است یاورش۲ جان جهان فدای امامی که کرده حق از کودکی بعالم ایجاد رهبرش این است آن حدیقه که جُود است میوه اش این است آن سفینه که نور است لنگرش من کیستم گدای جوادالائمهام آنکس که جُود اوست همان جُود داورش هنگام جود، ابر کرم از کفش خِجل وقت دعا سپاه اجابت مُسخرش در کارزار، تیغ چو گیرد به دست خویش یاد آور علی بُود و فتح خیبرش دارد به سینه علم رُسل را ز کودکی باشد به چهره نور امامان دیگرش در فُلک نور، گر نگری اوست ناخدا بر چرخ علم، گر گذری اوست محورش هر گه نسیم میوزد از شهر کاظمین عطر بهشت میدمد از خاک معبرش یا حضرت جواد هر آن کُو گدای توست هرگز نیاز نیست به تخت و به افسرش۲ هرکس که گشت تشنهی جام ولای تو از جوی کاظمین ببخشند کوثرش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد