روشنتر از روز است خیلی با مراماند وقتی کریمان با گدایان همکلاماند الحق که آقازادهها یکیک امیراند الحق که نوکر زادهها یکیک غلاماند سن زیاد و سن کم فرقی ندارد این خانواده از طفولیّت اماماند چیزی ندارم جز سلام الله علیهم فرزندهای فاطمه با احتراماند هرصبح خورشیدند و در هرشام ماهاند این چاردهتا روشنی صبح و شاماند این چارده آئینه از بس که شبیهاند وقتی ببینیشان نمیدانی کداماند والله پروانگی ما میارزد هرچند خاکستر شدیم امّا میارزد سر مینهم برپای تو قیمت بگیرم هرجا نمیارزد سرم اینجا میارزد این گریهها را آیهی تطهیر گفتند یک قطرهی آن بیش از دریا میارزد با کاظمین تو بهشتی دارم اینجا پس زندگی در عالم دنیا میارزد کافیست ما را اینکه بابای تو خندید لبخند بابای تو یک دنیا میارزد