تصویر حنیف طاهری - امشب به بیت فاطمه رضوان گل افشانی می‌کند

امشب به بیت فاطمه رضوان گل افشانی می‌کند

[ حنیف طاهری ]
امشب به بيت فاطمه رضوان گل افشانی كند
روح‌القدس مدحت‌گری حورا غزل خوانی كند

گيتی به تن پيراهن از انوار ربانی كند
شادی و غم با دل صفا پيدا و پنهانی كند

در سينه‌های سوخته آتش گلستانی كند
زيبد جهان هستي خود، يک‌باره قربانی كند

ريحانۀ ختم رسل فرزند زهرا آمده
آری حسين بن علی امشب به دنيا آمده

امشب به روی دست خود قرآن گرفته فاطمه
امشب ز باغ آرزو ريحان گرفته فاطمه

امشب ز دریای ولا مرجان گرفته فاطمه
امشب ز داور گوهر ايمان گرفته فاطمه

امشب براي اهل دل جانان گرفته فاطمه
امشب حسينش را به بر چون جان گرفته فاطمه

امشب در عاشورائيان برپا شده شوری دگر
از خانۀ زهرا رود بر آسمان نوری دگر

در سیر دریای ولا دل گوهرش را یافته
یا جان به ظلمات بلا روشنگرش را یافته

باطل شده سردرگم و حق محورش را یافته
نخل امید فاطمه برگ و برش را یافته
فطرس به پرواز آمده بال و پرش یافته

از آسمان و از زمین آید به گوش این زمزمه 
ای آسیای ای آسیان آمد حسین فاطمه

شور آفرين عاشقان با شور عاشوراست اين
مشعل فروز بزم جان روشنگر دل‌هاست اين

ريحانۀ ختم رسل دردانه زهراست اين
ماه اميرالمؤمنين مهر جهان آراست اين

توحيد از سرتا به پا قرآن ز سر تا پاست اين
وجه خدا خون خدا عبد خدا سيماست اين

گويم اگر در وصف او از آنچه هست آگاهيَم
ترسم كه هركس بشنود گوید حسين اللهيم

جان بحر واو دُردانه اش دل باغ و او ريحانه اش
هستي همه دلداده‌اش عالم همه ديوانه‌اش

ايثار شمع محفلش خلقت همه پروانه‌اش
خلق زمين و آسمان يكسر گدای خانه‌اش

سرمست از جام جنون ديوانه و فرزانه‌اش
مديون لطف و مرحمت هم خويش هم بيگانه‌اش

چشم همه درياي او قلب همه صحراي او
هر جا شده كرب‌ و بلا هر لحظه عاشوراي او

فطرس بيا فطرس بيا شور حسيني ساز كن
درد درون خويش را ابراز كن ابراز كن

حرف دل بشكسته را آغاز كن آغاز كن
پروانه شو پروانه شو پر باز كن پر باز كن

بر گِرد شمع روي او پرواز كن پرواز كن
نازی بكش زان نازنين بر خلق عالم ناز كن

عین الحیات عاشقان در عالمین است این پسر
باب النجات آسیان یعنی حسین است این پسر

آن سرو بستان قدم تا زد در این عالم قدم
ناورده حرفی بر زبان نگشوده چشم خود ز هم

دست گرفتاری گرفت از رحمت و لطف و کرم
لبخند زن پرواز کن گردید گرد آن حرم

زد بوسه بر گهواره‌اش قنداقه‌اش بوسید هم
این قصه دارد نکته‌ای یعنی گنهکاران چه غم

من آدم تا در یم عصیان بگیرم دستتان
از جام عشق خود کنم دیوانه و سرمستتان

من آمدم با بذل جان دلمرده را احیا کنم
من آمدم با ترک سر فرمان حق اجرا کنم

من آمدم هر فرد را آزاده در دنیا کنم
من آمدم بند ستم از پای عالم وا کنم

من آمدم تا پرچم عدل و شرف برپا کنم
من آمدم هر روز را اعلام عاشورا کنم

من آمدم تا رهنما در طی منزل‌ها شوم
با روی خونین تا ابد روشنگر دل‌ها شوم

حسن خدا روي خدا ای حسن من اين روی من
خلق نبی خوی نبی اين خلق من اين خوی من

رنگ جنان بوی جنان اين رنگ من اين بوی من
حبل المتين عاشقان اين تارمن اين موی من

سعي و صفای عارفان اين بيت من اين كوي من
آلوده دامانيد اگر اين بحر من اين جوی من

من بين دریای بلا فلک نجات امتم
من با لب عطشان خود آب حيات امتم

خونین گلان باغ دین نوشند آب از خون من
ایثار دامن گیر من آزادگی مرهون من

افروختن، خود سوختن، آموختن قانون من
مجد و جلال و عزت و عشق و وفا ممنون من

قلب همه کانون من، چشم همه جیحون من
خونی که ریزد بر زمین، از چهرۀ گلگون من

هرقطره‌اش می‌جوشد و صد بحر غفران می‌شود
بحری که هر موجش فزون زین هفت ایوان می‌شود

تنها نه اینجا فطرسی روئیده شد بال و پرش
تا حشر هر افتاده را من همدمش، من یاورش

هر کس به طوفان غرق شد، من کشتی‌اش، من لنگرش
هر کس به صحرا گشت گم، من هادیش من رهبرش

هر کس شهید دوست شد، من سیدش من سرورش
هرکس که مست یار شد، من ساقی‌اش من ساغرش

لبیک گو امدادگر فریادرس فردا منم
حتی اگر کافر زند دست ولا بر دامنم

من عاشق شیدای حق، حق عاشق شیدای من
پیمان خود را نشکنم، گر بشکند اعضای من

صد ره، اگر غلطد به خون هر لحضه سر تا پای من
صد بار اگر گلگون شود از خونِ سر سیمای من

هر روز گردد تازه‌تر، ز امروز من فردای من
بر نسل‌ها باشد یکی میلاد و عاشورای من

هر روز بر آزادگان میلاد جان ما بوَد
در محفل دلدادگان میثم زبان ما بود

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد