آینگونه مینامند مولای تلاطمها
حنیف طاهریپسندیدن2
بازدید52
اینگونه مینامند مولای تلاطمها و نامت غرش آبیِ آوای تلاطمها تو را اینگونه میفهمند مجزوبان که اربابی و نامت مونس هموارهی شبهای بیخوابی تو را آنگونه میسنجند، با شأن خداوندی خدا ذات تو را با ذات عصمت داده پیوندی تو را پیغمبر بی سر ترین پیغام میدانند تو را بنیان گذار اصلی اسلام میدانند و تو تکثیر حق در جانِ هفتاد و دو پیغمبر که پیغام تو را بردند از لاهوت آن سو تر (تو میلادت شروعِ جنبش خونینِ آزادیاست)۲ تو میلادت برای عاشقان غم، عارفان شادیاست نمیفهمیم یعنی چه، تلاطم از دلِ دریا نمیدانیم یعنی چه، تولد از دلِ زهرا تو را بر محملی از دل، از آن بالا فرستادند تمامِ آسمان و اهل آن بر پایت افتادند زمین سر تا سرش چشم است وقتی جلوة اللهي قدم بگذار ای جام جهان هر جا که میخواهی تو را که مصطفی همواره از جبریل میپرسید علی در قاب چشم فاطمه هر شب تو را میدید برایت قبل از اینکه بیایی گریه میکردند برایت ای شهید کربلایی گریه میکردند برایت این زمین تنگ است، میدانم، تحمل کن برایت زندگی ننگ است میدانم تحمل کن برای تو بلوری که تراشیده شدی در عرش زمین و آسمان تنگ است میدانم، تحمل کن (برای تو که گوشت پر ز آهنگ بهشتیهاست کلام من بد آهنگ است میدانم، تحمل کن)۲ تو و با ظلم سازش، هرگز این آیین مردان نیست تو حرف آخرت جنگ است میدانم، تحمل کن زمین میماند و تو، روز شور انگیزِ عاشورا و یک روز حماسی و غرور انگیز عاشورا تو پیشِ بادها، استادهای ایروح طوفانی نگاه تو عمیق و ساده چون آیات قرآنی خدا را هرچه با اثبات خود اثبات میکردی تمام عقلها و روحها را مات میکردی کنون من ماندهام بینِ سرود و مرثیه حیران منم یک لحظه زیر آفتاب و لحظهای باران کنون من ماندهام با عقدههای تو گره خورده دلی که با ضریح کربلای تو گره خورده (قلم از عشق تو آقا، زیارت نامه میخواند و فطرس در جوارِ تو، برایت نامه میخواند)۲ (یکی از نامهها خیس است، همراهش سلام ماست و تو با مهربانی مینویسی این غلامِ ماست)۲ (خس و خاساک مگر سندس و استبرق بود؟ که کفن شد به تنِ زخمیِ عریانی چند)