
امُّالبنین شدم که شوم یاور حسین گل پرورش دهم، بشود پرپر حسین قصدم نبود اینکه شوم مادرِ حسین هستند دختران علی در بَرِ حسین هستند مثلِ مادرشان مضطر حسین شد شاملم دعای سحرهای فاطمه روشن شدم به نورِ قمرهای فاطمه تاج سرِ مناند گوهرهای فاطمه اولاد من کجا و پسرهای فاطمه؟ هستند هر چهار پسر نوکر حسین شرمندهام نشد سپرِ مجتبی شوند قسمت نبود زودتر از این فدا شوند حالا بناست راهیِ دشت بلا شوند حتی اگر که تکتکشان سر جدا شوند جای گلایه نیست، فدای سر حسین جریان گرفتهاند کنارِ ابوتراب از آلِ هاشمند نه قوم بنیکِلاب اصلاً نیاز نیست به ترس و به اضطراب عبّاس من شده به علمداری انتساب او هست یک تنه همهی لشکر حسین