
اشکات مرحم زینب برگرد برگرد محرم زینب برگرد خون گریه کردنات برای شامه مجروح غم زینب، برگرد به خواهری که دردش و هیچکسی نفهمید برگرد به مادری که بچهاش و روی نیزهها دید برگرد چه کرد با جگر تشنگان، نمیدانم رباب را که زمینگیر کرد، آب فرات آه سفید شد همهی گیسویش یکی یکی عروس فاطمه را پیر کرد آب فرات همانکه آبرویت را ز گریهاش داری سه شعبه در گلویش گیر کرد، آب فرات دو قطره اب، ندادی و شاه عطشان را چقدر حرمله تحقیر کرد، آب فرات تمام اهل حرم تشنه، اسبها سیراب سپاه را چقدر سیر کرد،آب فرات درد اگه نشه دوا، خوب نمیشه رگای شده جدا، خوب نمیشه جای تازیانه خوب شده ولی جای ناخنش، چرا خوب نمیشه؟ اشک ابر تو، مگه یادم میره قتل صبر تو، مگه یادم میره کفن و دفن تو، اگه یادم بره نبش قبر تو، مگه یادم میره؟