از هق هق نسیم شنیدم صدای تو
حاج محمدرضا بذریپسندیدن8
بازدید500+
از هِقهِق نسیم شنیدم صدای تو بابا فدای گریهی کوفه نیای تو اینجا همه برای سرت گریه میکنند اینجا منم رقیّهی بزم عزای تو شنیدم از همهجا سنگ خوردهای لابد نمونده سری هم برای تو تو اوّلین شهیدی و من اوّلین یتیم این اوّلین یتیم شهیده فدای تو آن ریسمان که دستِ علی را به کوچه بست در کوفه بسته شد به سر و دست و پای تو جسم تو را چگونه به کوچه کشاندهاند؟ ای کاش بود چادر من بوریای تو تا اینکه بیکفن نشوی بِین کوچهها زینب چقدر نذر نموده برای تو بابا بمان به کوفه بیایم به دیدنت تا با دو دست بسته بیفتم به پای تو