
گریههامان گواه بر این است بار دیگر عزا گرفت ایران کشورم باز هم به غصه نشست در عزاداری تو سید جان چه بگویم برای وصف شما چقدر خوب و باصفا بودی چه مقامی از این مبارک که خادم حضرت رضا بودی همه دیدیم با تمام وجود بودهای همنشین محرومین در غمت هیچ چیز در دنیا قلب ما را نمیدهد تسکین و برای کسی که روز و شبش همه در فکر کار و خدمت بود آخرش مزد او مگر چیزی به جز از هدیهی شهادت بود همه آنروز منتظر بودیم در دل خونمان تلاطم بود (همه دنبال پیکرت گشتند بدنت بین دشتها گم بود)۲ (کربلا هم حسین با قد خم به پی یار و یاورش میگشت با دل پر ز غصه دنبال دستهای برادرش میگشت)۲ ای علمدار خیمهها پا شو دشمنم غرق رقص و هلهله شد قسمتت گریههای اهل حرم قسمتم خندههای حرمله شد شاید آن دم که پیکرش میسوخت زیر لب گفت آه یا زهرا گریه کردم برای روزی که خانه شد قتلگاه، یا زهرا به پرش گیر کرد مسماری پشت در بود پیکرش میسوخت گریههایش بلندتر میشد بین آنش که معجرش میسوخت ابالفضل... (تا مشکتو تو آب زدی موجای دریا شد آروم)۲ تا رو به ساحل اومدی ... همون دم بود غربت دنیا شد نصیبم رو لب گل کرد آیههای ام یجیبم بلند شو بنگر که شمشیرا رو کشیدند آخه میدونم بدون تو من غریبم ابالفضل...