هوا هوای تشنج، هوای شهر آشوب
مهدی رسولیپسندیدن27
بازدید900+
هوا هوای تشنج، هوای شهر آشوب که این هوا به مزاج نفاق شد مطلوب برادران بنشینید مطلبی دارم خبر از آمدنِ فتنه در شبی دارم رسیده گرگ طمع تا سلام کند که پایداریِ ما را گران تمام کند گران به قیمتِ بیبند و بار ارز و طلا که کوفه را بکشاند طمع به کرب و بلا گران به قیمت نان، کم شدن سرِ سفره نفوذ کرده کمی هم نفاق ازین حفره من از ندارترین مردمم در اين همه درد ولی مکدّرم از فتنههای آن، سگ زرد برادران به خدا دزدِ گوسفند شما معاویهست که خوش بوده با گزند شما شگرد آل معاویه در شبیخون است که اغتشاش و ترور کار نسل صهیون است جرقه میخورد این فتنههای کبریتی به دست بیخِرَد چند تا سلبریتی برادران حق تان را جدا کنید از شر به عالمی نفروشید مویی از حیدر به موجِ منفیِ این ارتعاش فکر کنید به روز بعد شبِ اغتشاش فکر کنید که بیعلی همه جا ظلمت معاویه است جهنم است همه، غارت است، تجزیه است وظیفه چیست در اين روزگار سر در گُم رسیدن است به زنجیرِ وحدتِ مردم دو نکته گفتم و رفتم به سوی حیدر و آل تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال ابوذرانه سپردم به رهبرم سر را به کوه زر ندهم خاکِ پایِ حیدر را عرب پرست نیام، چون خداپرستم من که رو به قبله ی مولا علی نشستم من نمیرسد به کسی لفظ شاه تا که خداست ای اهل عالم! جاوید شاه کرب و بلاست