نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کار و بارِ دو جهان ریخت به هم، غوغا شد چشمِ زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حکم بر خانه نشینیِ علی امضاء شد بعد تو حرمتِ کاشانۀ حق حفظ نشد پای اولادِ حرامی به حریمت وا شد دخترت پشتِ در و آتش و دود و مسمار خوب فرمان مودَّت به خدا اجرا شد روضهها هست، بماند، ولی عاشورا تشنهلب شاهِ غریبی که تک و تنها شد از بلندیِ سرش تا به زمین خورد، شنید صحبت از غارت معجر زِ سر زنها شد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد