نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ملکالموت مزن شعله به زخم جگرم )۲ (وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم)۲ صبر کن سیر ببینم رخ بابایم را (چه کنم سد نگاهم شده اشک بصرم)۲ (قسمت این بود که بالای سرش بنشینم (چشم بگشایم و جان دادن او را نِگَرَم)۲ (وقت جان داد خود گفت: مُقَدَر این است (دو مَه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم))۲ (ای پدر! مادر مظلومهی من یار تو بود)۲ (من پس از رفتن تو جان علی را سپرم)۲ (با تن خسته و بازوی کبود از مسجد)۲ (قول دادم که علی را به سوی خانه بَرَم)۲ دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه (گر بریزند همه اهل مدینه به سرم)۲ (قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا)۲ (تا که با دادن جان، جانِ علی را بخرم)۲ (به فدای سر یک موی علی باد پدر)۲ (گر میان در و دیوار دهد جان، پسرم)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد