نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

((داره کم کم رو تموم شهر، غبار غم میشینه)۲ (نداره لطف و صفا دیگه، بدون تو مدینه))۲ نگاه زهرا پر از اشکه، تو لحظههای آخر چه غربتی سهم ما میشه، تو شهر بیپیمبر تویی تنها دلخوشیِ ما پشت و پناه حیدر (آاای به فکر دل دخترت هم باش تمومی نداره غم و اشکاش میبردی منو با خودت ای کاش)۲ آاای خدا میدونه بعد تو بابا چه غمهایی میشه نصیب ما میمونه علی یکه و تنها خداحافظ ای پدر جانم... (تو بارون گریههای من، بار سفر رو بستی)۲ (میون اشک و دعای من، بار سفر رو بستی)۲ چقد بابا سخت و سنگینه، ماتم بی تو بودن مصیبتی که اگر میشد، نصیب روز روشن شبیه شب میشد از غصه، ای صب روشن من (آاای من و غربت و داغ تنهایی من و حسرت و ناشکیبایی رسیده به این دل چه غمهایی)۲ آاای بهار دل من خداحافظ قرار دل من خداحافظ نگار دل من خداحافظ خداحافظ ای پدر جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد