نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چی میشه امشب برا من قصّهی حیدر رو بگی قصّهی روزهای خوشِ فاتح خیبر رو بگی چی میشه امشب پاشی و خونه رو گلخونه کنی شونت شکسته نمیخوام موی منو شونه کنی چی میشه امشب تو نماز منو کنارت بشونی با صدای آسمونیت یه آیه قرآن بخونی بمون، بمون، نرو، نرو دلِ بابام رو شاد کنی بمون باید یه روز خودت داداشامو دوماد کنی چی میشه امشب بچینم سفره کنار بسترت آب بریزی برا حسین نون بدی دست دخترت ای سر و سامون همه باید که سامون بگیری یه لقمه نون بیا بخور جون علی جون بگیری شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم مبادا آنکه بیدارت کنم آهسته بوسیدم شبی که دست تو را بوسه میزدم دیدم لباس کوچک محسن میان دستت بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد