شرار غم به جان خانه افتاد
حاج محمود کریمیپسندیدن9
بازدید2.1K
شرار غم به جان خانه افتاد ميان شعلهها پروانه افتاد پريشانم پريشانم پريشان چرا از دست مادر شانه افتاد دلم با ساحل غم خو گرفته كنار كشتي پهلو گرفته دلم ميخواهد از مادر بپرسم چرا از دخترش هم رو گرفته دلم دريا، دلم آتش، دلم خون و جاري از در و ديوار هم خون هم از چشمان بابا ميچكد اشك هم از پهلوي مادر دم به دم خون