نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چقدر شوق پر زدن داری وصیّتنامه از حسن داری برو میدون خوش قد و بالا دلم بیتابِ تو شد از حالا برا رفتن گریه میکردی دلم خونه تا تو برگردی (نمیره اشک تو از یادم بیا برگرد تازه دامادم) ٢ مگه روو مرکب نبودی تو چرا از سر تا پا کبودی تو شنیدم با سر زمین خوردی عجب ارثی از فاطمه بردی به تن داری رَخت دامادی چرا زیر مرکب افتادی (رسیده تا خیمه فریادم بیا برگرد تازه دامادم) ٢ ببین دشمن داره میخنده به اعضایی که شد پراکنده به بالای نیزهها رفتی کجا بودی و تا کجا رفتی صدای تو مانده در گوشم بیا برگرد بِین آغوشم (برای دفن تو آمادهم خداحافظ تازه دامادم) ٢ خداحافظ تازه دامادم ... ******* در جوانی بیحسین احساس پیری میكنم بُگذر از پیری كه احساس حقیری میكنم من فقیر اهلِبیتم، لیک كَشكولم پُر است فخر بر تاج شهان با این فقیری میكنم گر امیرُ العاشقان این عشق را امضاء كند میروم عرش و مَلائک را امیری میكنم گفت عارف: از چه روو بر سینه محکم میزنی؟ گفتم از آیینهی دل گَردگیری میکنم ******* بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فُراتم، ای اَجَل مُهلت بِده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد