
غصه نخور که خورده بهم نظم لشگرت گریه نکن که بسته شده دست خواهرت کاخ یزید را به سرش میکند خراب این گریهای که میچکد از چشم دخترت گریه سلاح رقیهست سهم نگاه رقیهست بین شلوغی بازار زینب پناه رقیهست عالم به نام رقیهست حاتم غلام رقیهست هر کی حسینیه محضه لطف مدام رقیهست ای مهربانیه حسین زهرای ثانیه حسین دارد کمی برای پدر ناز میکند او کودک است این همه اعجاز میکند در کربلا و شام نشان داده است که دستی که بسته است گره باز میکند جانم فدای رقیه نذر عزای رقیه خوبه چقدر شب سوم مردن برای رقیه روضهاش که میشه حواله گریم نگیره محاله کاشکی یه روزی بمیرم دور ضریح سه ساله ما گریهایم ابر بهار رقیهایم دل خستهایم شم مزار رقیهایم هر جا که روضه هست یقینا رقیه هست در مجلس حسین کنار رقیهایم روضه بخونه رقیه زخمی جون رقیه کاش از سری که بریدهست چیزی ندونه رقیه آه از سری که شکسته عطر عزیزش رو میده انگشتری که شکسته