
(پاشو ای نوردیده که من از غصه مُردم) ۲ (ز داغ تو من افسردهام) ۲ (گمانم ای برادرجان نمیشناسی دیگه من رو به دست من ببین جای قل و زنجیر دشمن رو) ۲ (منم یاسی که پژمردم) ۲ (ز نامحرم کتک خوردم) ۲ حسین من حسین من حسین من حسین من... ببین ای باغبون گلای یاس و لاله (که صحرا شد پر از ناله) ۲ پاشو بنگر ربابت رو تو صحرا با دل مضطر با گریه داره میگرده پی قبر علیاصغر روی سینهات علیاصغر پایین پات علیاکبر حسین من حسین من حسین من حسین من... (من و سکینه رفتیم کنار نهر علقم) ۲ دلامون شد پُر از ماتم (معما شد برای من اگه بوده سپهدارت چرا اِنقدر کوچیکه پس قدِ قبر علمدارت) ۲ سکینه گفت به صد ماتم شده جسمت جدا از هم عمو عباس، عمو عباس... **** درسته که اسم ماها میون زائرا نبود درسته که رفتند همه ولی برا ما جا نبود درسته که قد ماها هیچکس بیدستوپا نبود مردیم و چارهای بهجز گریه برای ما نبود (آی کربلا نرفتهها بیایید با هم گریه کنیم) ۲ اون کار درستایی که بی رفیقاشون راهی شدن تو رود سرخ اربعین افتادن و ماهی شدن ما توی چاه موندیم اونا کبوترچاهی شدن چی از ما بر میاد به جز آه سحرگاهی شدن (آی کربلا نرفتهها بیاید با هم گریه کنیم) ۲ حالا که جمع سوختههاست کنایه گفتن روا نیست گیرِ ما گیرِ نیّته وگرنه مشکل ویزا نیست باید بمیریم که برا ما جا توی کربلا نیست حالا که راه بازه برا همه ولی برا ما نیست (آی کربلا نرفتهها بیاید با هم گریه کنیم) ۲ ما موندیم و یک دلخون، ما و خماری و جنون ما این پا اون پا کردیم و قافلهٔ رفیقامون دلو زدن به کربلا پا بهپای صاحب زمون رفتن و دریایی شدن ما شدیم اینجا روضه خون (آی کربلا نرفتهها بیاید با هم گریه کنیم) ۲ این روزا حالوروز کربلا پُر از تاب و تبه انگاری سنگ و چوب شهر گرم نوای یا ربّه چشم امام حسین به راه، جون شهیدا به لبه چون موقع شنیدن روضهٔ بیبی زینبه آی کربلا نرفتهها بیاید با هم گریه کنیم...