
خواهرِ خمیدهقامت بعدِ اینهمه جسارت باز به کربلا رسیده (اومده برا زیارت) ۲ خسته از، روزای شومه طاقتش، دیگه تمومه با صدای خسته میگه (قبرِ داداشم کدومه؟) ۲ جایی که تمومِ هستیمو گرفت، همین زمینه اینجا پای ناقه از اَشکای من به گِل میشینه اکبرم کجایی عمّه دیگه پاش، رَمَق نداره خشکه لبهام عمو عباسو بگو، که آب بیاره (اَمان اِیدل، اَمان اِیدل اَمان اِیدل، اِیدل) ۶ سنگِ قبرِ نیمهکاره سایهبون چرا نداره؟ اگه خیسه خاکِ قبرت (آسمون نیست که میباره) ۲ تو صدا زدی شنیدم دست و پا زدی میدیدم رفته بودم آب بیارم (ولی حِیف که دیر رسیدم) ۲ خواهرو ببخش اگه اینجا تو رو، تنها گذاشتم خودتم دیدی چطور میزَدَنم، چاره نداشتم خواهرو ببخش اگه دخترِ تو، همراهِ من نیست توی ویروونه سوزوندن دلِشو، گناهِ من نیست (اَمان اِیدل، اَمان اِیدل اَمان اِیدل، اِیدل) ۴ یاحسین غریبِ مادر پاشو برگشتم برادر سیر ندیدمت بلندشو (داره از دست میره خواهر) ۲ تا رو نیزهها سَر اومد صدای یه دختر اومد اِیبرادر کُن حلالم (دستش از دستم دَراومد) ۲ پاشو که رباب بَهونهی تو و اصغر گرفته نیستی که ببینی لالاییاشو از سَر گرفته لالایی بخواب گلم تا مادرِ، تو باشه راضی طفلکی بچم روی نِیزه داره، میکُنه بازی لالا لالا گلِ پونه، لالایی، اِیغنچهی یاس بلکه واسه غسلِ تو آب بیاره، عموجون عباس (اَمان اِیدل، اَمان اِیدل اَمان اِیدل، اِیدل) ۴