
هر جا تاریخ از جنگ تن به تن میگه از جمل از سردار صف شکن میگه وقتی ما تو هیئت حسین حسین میگیم خود ارباب داره حسن حسن میگه کعبهی صیادی فاتح پیکاری مولا مولا حسن ابن علی تو جمل ثابت شد تو خود کراری (مولا)۴ شیر برَّنده طوفان به نکات بنده دیدن روی ماهت کوچه رو میبنده یه روزی آخر از دست شما محشر سیلی میخوره قنفذ و فاطمه میخنده ای جانم حسن زن فتنه می بازه پیش تو رنگش رو تو جمل دنیا دید لکه ننگش رو لشکر دشمن در حال فراره چون علی راهی کرده وزیر جنگش رو خالق طوفانی قاتل برّانی مولا مولا حسن ابن علی یک تنه کابوسه همه ی گردانی مولا مولا مولا مولا غرش شیره یا چرخش شمشیره ضربه هایی که میزنی خیلی نفس گیره معرکه گردان اخمت که میگه فرمان عزرائیل پا میکوبه میگه بله قربان ای جانم ای حسن سنه گوربانم حسن