نظرات
2 نظر ثبت شده

علیرضا کاربر
امام حسینم ! حلال کن که روضه های جانکاه شما را می شنوم و باز زنده می مانم...
3 روز پیش

کاربر ناشناس کاربر
جانم اقای ستوده ناز نفست
۱۲ بهمن ۱۴۰۴

بدنت له شد، کهنه پیراهنت له شد زیرِ یک چکمه، لبها و دهنت له شد دم مغرب بود، انگار ذبح تو واجب بود پیرهنو بردن، اوضاعت نامناسب بود دلمو خون کرد، شمر موهاتو پریشون کرد با لگد داداش، از گودال منو بیرون کرد (واای زینب، وااااای زینب...) نگران بودی، زیر پای سنان بودی خاتم آوردی، چون فکر ساربان بودی زیر و روت کردن، هی پنجه توی موت کردن تا که آب خواستی، ده نیزه تو گلوت کردن چیبگم داداش، ای دردت به سرم داداش خنجرش کنده، رگهات ریخته بهم داداش (واای زینب، وااااای زینب...) میگن افتادی، بی غسل و کفن افتادی سر پیری به، دستو پا زدن افتادی چه غم انگیزه، گودال تو بلا خیزه چقدر نیزه، از جسم تو داره میریزه نا امید میرم، با موهای سفید میرم با غل و زنجیر، توی کاخ یزید میرم آخ بگین حرمله دنبال منه، دنبال منه، دنبال منه اینم از بختم و اقبال منه، اقبال منه اقبال منه نمیدم پیرهنتو مال منه، مال منه، مال منه اینم از بختم و اقبال منه، اقبال منه اقبال منه (واای زینب، وااااای زینب...)
2 نظر ثبت شده

امام حسینم ! حلال کن که روضه های جانکاه شما را می شنوم و باز زنده می مانم...

جانم اقای ستوده ناز نفست