نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مرا با یک نظر اهل نظر کن مرا تا زندهام اهل سحر کن اگر هرجا که من هستم نیایی بیا من میروم زینجا گذر کن *** وای اگر در حرمش یار نمیخواست مرا سرِ بازار خریدار نمیخواست مرا با چه شوقی بغلم کرد همان اول ماه اصلا انگار نه انگار نمیخواست مرا من همانم که شدم خوار همه اما او پیش مخلوق خودش خوار نمیخواست مرا به حسابم نرسید و به حسابم آمد او کریم است بدهکار نمیخواست مرا بودم آلوده ولیکن دم در پاکم کرد لطف آقاست گُنهکار نمیخواست مرا آشنای علیام، گرد و غبار نجفم وای اگر حیدر کرّار نمیخواست مرا تشنهام کرد که یاد لب عطشان باشم تا نگویند علمدار نمیخواست مرا عاقبت کارگر روضه شدم شکرِ خدا فاطمه نوکر سربار نمیخواست مرا ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد