مادر مظلومه ام شدی به غم مبتلا روی تو گشته کبود در وسط کوچهها خونابه میریزه از پهلوی تو رو زمین از اثر اون لگد محسن تو شد فدا حال و روزت خیلی ناخوشه رفتنت زینبو میکشه وای مادرم (3) تورو قسم میدمت به اشک بابام نرو این سفرآخرو بیا و تنها نرو زلف پریشونمو بیا و شونه بزن اگه بری بعد تو میمیره داداش حسن این روزا میسوزه بین تب میگه نامرد نزن زیر لب وای مادرم (3)