
فهمیده ام کجایی از ناله های زهرا من های های و گریه ام وای و وای زهرا فهمیده ام کجایی از جا پای زهرا آنجاست جای گودال آنجاست جای زهرا از حال برده ما را حول سپاه دشمن ترسیده اند طفلان پیش نگاه دشمن جمع حرامزاده حجم سلاح دشمن پیداست خیمهی ما از خیمهگاه دشمن حسینم وای 8 میترسم ای برادر از چشم آن کمانگیر از شومی حرامی از شبهه های آن تیر از خنجر عریان و از تشنگی شمشیر بی اختیار خوردم بر خاک دست من گیر ای کاش مینوشتی ما شیر خواره داریم یا دختران کوچک در این اماره داریم در محملی عروسی با گاهواره داریم نه پای راه رفتن نه راه چاره داریم حسینم وای 8 این سو خار تشنه آن سو آب جاری این سو تاول پا آن سو زخم کاری یک مرد باشد ای کاش در قحط یار و یاری از حرمله بپرسد نامرد بچه داری؟ من که نرفته بودم جز مجلس زنانه برگرد تا نبینم دشنام و تازیانه بگذار تا گلویت بوسم به این بهانه سر میبرند اینجا از پشت نا آشیانه خانه خراب زینب حسینم وای2 السلام ای اسم اعظم ای پناه اهل عالم دین حق را زنده کردی با عزایت در محرم اسوهی آزادگی نسل آدم لک لبیک 2