
زینب ای معنی وقار و حیا بیکرانه شبیه عرش خدا خطبههایت اُبهتِ مولا مُهر تایید ظهر عاشورا تو که هستی علی و یا زهرا؟ نیمهای از امام عاشورا در صدایت صلابت حیدر زنِ مردآفرینِ ظهرِ خطر با حسینی همیشه همسنگر کربلا با تو گشته کاملتر با حسینت چه محشری کردی در مصیبت برابری کردی پَر کشیدی در آسمانِ حسین حک شده در دلت نشان حسین تو شریکِ غمی و جانِ حسین بچههایت فداییانِ حسین بچههایی که وقفِ خونِ خداست نوبت کار زینب کبریست دو پسر که زِ نسل طیّارند به رَهِ عشق سر بدهکارند گرچه مانند اَبر میبارند خونِ شیرِ عرب به رگ دارند هر دو از جامِ عشق مدهوشند هر دو آماده و کفن پوشند بار اول که دستِ رد دیدند از خجالت به خویش پیچیدند مثل ابر بهار باریدند رمزِ این کار را که فهمیدند به امیدی به سمت مادرشان رفته و میزدند بر سرشان زینب آمد دلش به رنگِ خزان تا بگیرد اجازهی میدان چشمِ او آسمانی از باران در دل امیدِ رفتنِ طفلان قسمش داد او برادر را هم به خود هم به چادر زهرا