آه، زیر نور ماه میگم صَلّ اللّه، علیٰ أباعبداللّه)۲ لعنت به دنیایی که کارم رو به جایی انداخت گریه میکنم از اینکه، بین ما جدایی انداخت من دلم برات تنگه پسرعمو کوفه شهر نیرنگه پسر عمو اینجا صحبت مهمونی دیگه نیست اینجا صحبت جنگه پسرعمو از حال میبرن، مهمونو اینا ته گودال میبرن خیرات میکنن، رو خاکها مُقطع الاعضا میکنن برگرد یا حسین... (مشکله این راه، رقیه جانو نیار أباعبداللّه)۲ کاش جای تو عزیزم، پیرهنم بره به غارت جای دختر سه سالهات، دخترم بره اسارت کارم آه و افسوسه پسرعمو بدتر از یک کابوسه پسرعمو از غروب عاشورا دیگه به بعد روضههای ناموس ... دشوار میبرن، مخدرهها تو کوچه و بازار میبرن بییار میبرن، عقیله رو به مجلس اغیار میبرن برگرد یا حسین...