
زخم گلوی حسین، چشمهی خون خداست خون خدا را فقط، ذات خدا خون بهاست آنکه ز خون گلو، داده به قرآن حیات کشتهی او را اگر، کشته بخوانی خطاست مصحف آیات نور، پیکر صد چاک اوست آینهی حسن او، آن سر از تن جداست ابد والله ما ننسی حسینا... ما همه ذریّهایم سلسلهی عشق را شیعه به دریای خون، طالب خون خداست شیعه حیات ابد، از دم شمشیر یافت شیعه به اوج عطش، تشنهی جام بلاست شور که شد با شعور، شور حسینی شود گریهی با معرفت، معرفت کبریاست بزم وصال حسین، در دل دریای خون سیر عروج حسین، از سر نی تا خداست ابد والله یا زهرا ما ننسی حسینا... زخم جوانان او، خندهی فتح است و بس خون علی اصغرش، خون همه انبیاست هر نی نی از عشق ندا دهد هر که حسینی بود، رگ رگ او نینواست بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا وای حسین...