
روضهها تا که مکشوفه شد تا عمه وارد کوفه شد گفتم الان میاد، گفتم الان میاد (وقتی منو میزد حرمله یا شبی که موندم از قافله گفتم الان میاد، گفتم الان میاد) ۲ نیومدی نیومدی ، اومدی با سر اومدی ۲ نیومدی نیومدی ، نفسِ آخر اومدی۲ غم میشه تازه ، حالا که اومدی بمون تشییع جنازه ۲ من رفتنیام ، بگو عموم بیاد برام تابوت بسازه ۲ لای لای رقیه... **** هیچکی نبوده به جای من رفت روی مغیلان پای من گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نازمو تازیانه خرید اون پیرزنه موهامو کشید گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نیومدی نیومدی ، چه نامرتب اومدی روزا رو خوب نمیبینم، گذاشتی شب اومدی دردِ یتیمی نمیدونی خیلی شباش سرده یتیمی موهام سفید نیست نشسته روی سرِ من گَردِ یتیمی **** اُمِّ کلثوم تو بازار شام با شمر وقتی شد همکلام گفتم الان میاد، گفتم الان میاد پامون به دروازه که رسید وای بعدشم مجلس یزید گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نیومدی نیومدی ، مجلس کافر اومدی رباب و که دیدی چرا، با علی اصغر اومدی؟