نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره غم، با دل زار نم نم، همدم شد ای وای باز بیرقِ، عزای فاطمیه، علم شد ای وای یازهرا یازهرا مرو یار علی یازهرا یازهرا علمدار علی *** تو آسمونا روضه است ذاکر خدای فاطمه است دل شده بیت الاحزان چون عزای فاطمه است بیاید بریم مدینه این روزا علی دلش پُر از غمه پیرن سیاه بپوشیم فاطمیه مادرِ محرمه از داغت بی بی جان همه مضطر شدیم وا اما می خونیم که بی مادر شدیم یازهرا یا زهرا مرو یار علی یا زهرا یا زهرا علمدار علی *** من یه غریب، سراغ دارم که شادی، صداش نمی کرد شبا تو خواب کابوس تلخی هیچ وقت، رهاش نمی کرد غریبی رو که میگم، حسن غریب مادره تو شهر سرد یثرب، تنها حبیب مادره داره با بغض و ناله، گله از مردم دل سنگ مدینه خاطره ی خوشی رو، نداره از کوچه ی تنگ مدینه با مادر بی یاور تو کوچه بی پناه میزد بر روی سر امام مجتبی یازهرا یا زهرا مرو یار علی یازهرا یا زهرا علمدار علی *** وقتی که نامرد، سیلی زدش به روی، مادر سادات آهی کشید و حسن تو کوچه ها خوند، نماز آیات گم کرده یاس حیدر، راه خونشو خدا خون شده چشماش از بس، گریه کرده مجتبی همیشه رو لبش بود کاشکی جای مادرم زمین می خوردم زمزمه داشت با گریه کاش تو کوچه جون می دادمو می مُردم پیر شد از، تو کوچه، کریم عالمین هی می گفت زیر لب، خوب شد ندید حسین یا زهرا یازهرا مرو یار علی یا زهرا یازهرا علمدار علی ________________ بابی انت وامی یا ابا عبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد