بابایی بخدا  سرم درد می‌کنه

بابایی بخدا سرم درد می‌کنه

[ حیدر خمسه ]
بابایی به خدا سرم درد می‌کنه 
دخترت خیلی گرفتار شد

مثل عمه دست به دیوار شده
یه چیزی میگم به هیچ‌کسی نگو
چشمام از گرسنگی تار شده

 بابا حسین، بابا حسین،

بگو تو خرابه بندم نکنند
بیشتر از این گله مندم نکنند

به خدا خیلی سرم درد می‌کنه
بگو از موهام بلندم نکنند

شنیدم موی تو هم کشیده شد
خیلی طول کشید سرت بریده شد 

شنیدم یکیش به کوفه برنگشت
نیزه‌هایی که واست خریده شد

کی روی سینه‌ت نشسته بابایی 
چشمای نازت رو بسته بابایی 

هنوزم خون داره از لبت میره 
دندونات رو کی شکسته بابایی

نظرات