برزانوها آمده پسرش را صدا کند

برزانوها آمده پسرش را صدا کند

[ حیدر خمسه ]
بر زانو آمده پسرش را صدا کند 
شاید جراحت جگرش را دوا کند 

گرچه جگر نداشت نگاهش کند ولی
بالین او نشست پسر را صدا کند 

لُکنت گرفته پیرِ جوانمُرده حق بده 
سخت است واژه‌ی وَلَدی را ادا کند 

آمد به پا بلند بشود خورد بر زمین 
مجبور شد خواهر خود را صدا کند 

حسین.....

نظرات