نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای علَم افراشته بر سر ایوان عشق خیز زِ جا و مبر خواب زِ چشمان عشق خیز زِ جا و مزن شعله به دامان عشق میروی و میشود چاک گریبان عشق (خیز به پا یا اَخا وقت علمداری است)۲ تیر به چشم تو و بر دل من خورده است خار و خس و تیغ و تیر، جسم تو آزرده است صوت حرم گوش کن، مَشک، عمو برده است خیز زِ جا و ببین بی تو علی مرده است (کار یتیمانِ من با عطش و زاری است)۲ نام تو جان میبرد، باز برادر بگو منتظر است زینبت بیا و خواهر بگو جانِ منِ خستهدل جواب دختر بگو بیا و قصّهی آب، برای اصغر بگو (آه پناهم ببین زمان بییاری است)۲ آمدهام در برت، ناله زِ غمها مکِش با لب خشکت چنین شعله به دریا مکش پیش نگاه ترم، روی زمین پا مکش نالهی جانسوز تو، در برِ زهرا مکش (بهر کمان کردنم زخم غمت کاری است)۲ خیز زِ قلب تو را، ای پسر بوتراب نالهی طفلان شده ذکر عمو جای آب خواب زِ چشم حرم شد زِ فراق تو آه خندهی دشمن ببین بر منِ خانهخراب (بهر کمان کردنم زخم غمت کاری است)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد