شاهکار خلقت، تیغ دو اَبرویش قدرت بازویش، یا ابوفاضل شاهکار خلقت، صورت زیبایش ضربهی گیرایش، یا ابوفاضل قمرالعشیرهای، اسطورهی وفایی تو معدن سخایی، جانم اباالفضل قمرالعشیرهای، ای روزی دِه عالَم ذکرِ تو پر و بالم، جانم ابوفاضل جانم اباالفضل، جانم اباالفضل... عمری زِ عشقت عاشق و دیوانهم در پی مِیخانهم، یا ابوفاضل عمری زِ عشقت سرخوش و مدهوشم خمارِ شیشگوشهم، یا ابوفاضل قمرالعشیرهای، اسم تو رو مداله ای هستیِ سهساله، جانم اباالفضل قمرالعشیرهای، من نوکر و فقیرت دنیا شده اسیرت، جانم اباالفضل جانم اباالفضل، جانم اباالفضل... بالا نشینی، شمع شب تاری فاتح پیکاری، یا ابوفاضل بالا نشینی، چون مَه تابانی معنیِ قرآنی، یا ابوفاضل قمرالعشیرهای، بر خیمه تو پناهی ذکر لب گدایی، جانم اباالفضل قمرالعشیرهای، ای شافع قیامت در بخشش بینهایت، جانم اباالفضل جانم اباالفضل، جانم اباالفضل... ******* پاره کردهست اماننامه و فرمود برو من علمدارِ خلیلم سگِ نمرود برو برو و شکر خدا کن که به آقای خودم قول دادم پس از این سگ نکشم زود برو حیدر حیدر حیدر حیدر...