
اباالفضل یه سرلشگره و شوکت داره اباالفضل به مردونگی شهرت داره اباالفضل مثل حیدره، غیرت داره چقدر رؤیایی، عجب آقایی اباالفضل نگاهِ همه سمتش معطوفه اباالفضل به چشمای قشنگش معروفه اباالفضل براش صف میبستن تو کوچه ببینن شاهو، بنازم ماهو اصلاً عشق یعنی بشم بیچارت به ما یاد داده برادر زادت بگردیم دور اونی که میگن یه مهجبینه که شیرافکنی تو طایفهی اُمبنینه (برا اینه علی سنگشو میزنه به سینه) 2 جانم اباالفضل، جانانم اباالفضل... اباالفضل قدم تا از قدم برمیداره اباالفضل میره تا میسره گل میکاره اباالفضل اصلاً کی روبروش جیگر داره بایسته هیچ کس، آقام اعجوبه است رقیه چه عاشقونه میده تسکینش رقیه فقط باید بگه توصیفش رقیه فقط کافیه باشه نزدیکش مثل همیشه، قیامت میشه سرِ شمشیرش که بالا میره بازم عزرائیل نفس میگیره ولی نمیرسه به گرد پاهای اباالفضل یداللهی شده خشم تو چشمای اباالفضل (ببین چیکار داره میکنه دستای اباالفضل) 2 جانم اباالفضل، جانانم اباالفضل... اباالفضل دلا به نخ شالش گیر کرده اباالفضل دل ارمنی هم اسیر کرده اباالفضل چه لاتایی رو سر به زیر کرده هنوزم پاشن، علمداراشن اباالفضل دم پهلوونهای نامآور اباالفضل میگن یک تنه مثل یک لشگر اباالفضل نَه اصلا بگو مَحشر در محشر (خدایی مَرده، دیوونم کرده) 2 ادب شاگرد، کلاس عباس به نوکرها هست، حواسش عباس حالا که اومدی امشبه رو خدمت ساقی بگو هرچی توی قلبته به حضرت ساقی (تو نوکریتو کردی حالا شد نوبت ساقی) 2 جانم اباالفضل جانانم اباالفضل...