
من دل بیقرارم من رقیهایام اینه افتخارم با نیمه نگاهش من مسلمون شدم و خدامو دارم سایهی سرم رقیه همه عشق مادرم رقیه ابیعبدالله میگه ای جونم بیا قربونت برم رقیه همیشه به یادت همه نوکرا از ازل به این غلامش پُره کوله بار است ابوفاضل میگه با صدای غرّا پادشاه کشور قلب عمو رقیهست یا رقیه یا رقیه... دلبنده رقیه، جنّتم فقط یه لبخندِ رقیه در بندِ کسی باش، که فقط میمونه در بندِ رقیه ای بالانشین، تویی ماهِ رو زمین رقیه سفارش کن امشبی به بابات اومده باز کمترین رقیه رقیه رقیه رقیه دَم احتضارم، تو میآیی پیشم تا قیامت بهخدا از تو جدا نمیشم بالای مزارم تو میای میبینی یا رقیه میگم و دوباره زنده میشم دوسش دارم یه عالمه دخترِ پادشاهمه