
من نازنین رقیّه بانوی عالَمینم بشنو یزیدِ ملعون من دخترِ حسینم دارم فتحِ شام میکنم عزمِ انتقام میکنم خوابو من به چشم تو ای حرامی حرام میکنم آنجا که دُختِ عقاب پَر بریزد از پشّه لاغری دگر چه خیزد خشمم نماد عذابهای ایزد از هیبت من یزید میگریزد به فرمان رقیّه زمین و زمان غرقِ طوفانِ رقیّه ملائکه سربازِ گردانِ رقیّه قسَم میده زینب همیشه خدا رو، به جانِ رقیّه یا بنتُ الحسین... ***** من زیرِ دِین زهرا عالَم به زیرِ دِینم گریه سلاح من شد من دخترِ حسینم نقشهت رو بَر آب میکنم دارم انقلاب میکنم کاخِت رو روی سرِت با اشکام خراب میکنم تیغم نشیند به سرَت با حجابم ساکت شو بشنو من فصلُالخطابم باید بترسی نوهی بوترابم عالیجناب او، من عُلیا جنابم علَمداره رقیّه چه حیدریه نوع رفتار رقیّه زمانی که در حالِ اخطاره رقیّه طبیعیه دشمن علی رو ببینه، کنارِ رقیّه