
او درخشندهترین کوکب این مکتب بود اولین لطمهزنِ خونِ خدا زینب بود تا نفس هست مرا سینهزنم لطمهزنم سر زینب به سلامت سر خود میشکنم حسین حسین حسین... وداعت با حسین سهم آخرت بود پیرهن که دادی، حرف مادرت بود وقتی به میدان رفت، چشمانت گریان بود چندی بعد در گودی پیکرش عریان بود وقتی از روی تَلّ غرق خون میدیدی شمر دون میبُرید تو هم میبریدی تو از حسین دلت او از حسین سرش پیچیده در گودال نالهی مادرش بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ... دشمنان حسین هلهله کشیدند معجر از رو سر کودکان کشیدند