بهش گفتم یعقوب قرعه افتاد زینب

بهش گفتم یعقوب قرعه افتاد زینب

[ شهید حسین معز غلامی ]
به عشق گفتم یعقوب، قرعه افتاد زینب
به کوه گفتم ایوب، کوه جواب داد زینب

یه تن اما شور مَحشر 
یه زن اما مردِ لشکر

دو پیکر با یک رو یعنی
که زینب باشی و حیدر

دلش زاره پرستاره
ولی پرچمو رو زمین نمی‌ذاره
و جانشین بر حقِّ عَلمداره

(مدد زینب، مدد زینب)۳

به درد گفتم درمون، نسخه پیچید زینب
به غم گفتم روضه، تو چشام دید زینب

یه سرباز سر به زیره
یه دنیا از دنیا سیره

تو شام و کوفه ثابت کرد
علی هرگز نمیمیره

تو بازاره شد آواره
نوای ما رَأیتُ به لبش داره
با خطبه‌هاش سپاهی شده بی‌چاره

(مدد زینب، مدد زینب)۳

به چشم گفتم بارون، ناله اومد زینب
به دل گفتم دریا، موج صدا زد زینب

یه زهرای بعد از زهرا
یه مولای بعد از مولا

مدینه اُمِّ اَبیها 
تو خیمه اُمِّ اَخیها

چه غم‌باره، نگاش تاره
بازم انگاری صد زِرِه به تن داره
که جا داره بگم زینب کَرّاره

(مدد زینب، مدد زینب)۳

پربازدید‌ترین‌های شور حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های شهید حسین معز غلامی

نظرات