امشب دلم زار و پریشونه

امشب دلم زار و پریشونه

[ مهدی مختاری ]
امشب دلم زار و پریشونه 
اشک چشام شده دونه دونه
یه مادری با دلی پُر از غم
پَر می‌کِشه ولی غریبونه

مادر، دل شما گرفته از همه
مادر، جدایی از تو خیلی ماتمه
مادر، پریشونی برای فاطمه

وای چراغ خونم
وای فاطمه جونم
وای دل‌نگرونم

وای اَمون از این غم...
****
رفتی دیگه غما رو نبینی
اون دست بی‌حیا رو نبینی
رفتی بی‌بی تا میون کوچه
سیلیِ بی‌هوا رو نبینی

ای وای، یه روز میاد میون کوچه‌ها
ای وای، جلوی چشمای نامحرما
ای وای، شکسته میشه یاسِ مرتضی

وای آتیش و فریاد
وای ای داد و بی‌داد
وای از نفس افتاد

وای اَمون از این غم...
****
سهمت نشد غمِ در و دیوار
سهمت نشد غم کوچه بازار
سنگت زدن ولی دیگه بی‌بی 
پاهات نشد پُر آبله از خار

ای وای، رقیه و محلّه‌ی یهود
ای وای، رقیه و یه صورت کبود
ای وای، یکی رسید خلخالو ربود

وای سرِ بریده
وای موی کشیده
وای قد خمیده

وای اَمون از این غم...

نظرات