
اشکهای ما به دامان کریم میرسد نامهی حاجات ما، با یاکریمی میرسد هر که در این روضه میآید برای معرفت پایش آخر بر صراط مستقیمی میرسد هر چه از منبر جدا بودم ضرر دیدم ضرر خوش به آن که محضر عبدالعظیمی میرسید پردهها افتاد تا چیزی نفهمیم از غمت ما نمیمیریم چون لطف عظیمی نیرسد رحمتت در این مجالس خوبو بد را جمع کرد حتم دارم بر سزم دست رحیمی میرسد این دو شب، این گریهها، بوی یتیمی میدهد این دو شب، با مادری مرد کریمی می سد ***